پژوهش عینیت دادن به مطالبی است که ما در کلاسهای تئوریک خود فرا می گیریم که بدون تحقیق و پژوهش می توان گفت محفوظات ذهنی ما جز بار سنگینی در ذهن چیز دیگری نیست .

اقدام پژوهی( پژوهش در عمل )  راهبردی برای بهبود آموزش و تدوین اصول ، نظریه  و چارچوب عمل است .

پژوهش در عمل رویکردی سازنده در جهت گسترش توانایی های کارورزان در عرصه های مختلف شغلی است . در حوزه آموزش و پروش نیز این اندیشه گامی اساسی در جهت اصلاح و بهبود محسوب می شود که با تکیه بر توانایی ها و مشارکت عمومی به ثمر می رسد .

_____________________________________________________________

 

تفاوت خلاقيت و نوآوري در چيست؟

پديده‌ي نوآوري و خلاقيت ، خاص نوع بشر است و هيچ موجود ديگري را نمي‌شناسيم كه از اين استعداد خدادادي برخوردار باشد. انگيزه و شرايط محيط اجتماعي و زندگي فردي ، عامل خلاقيت را آشكار مي‌كند. به همين جهت عامل ايجاد پرورش خلاقيت در همه زمينه‌ها وجود دارد. البته مي‌توان ظهور خلاقيت و نوآوري را تسريع و يا با ايجاد فضاي نامناسب ، آن را از بين برد.

خلاقيت و نوآوري ، آن‌چنان به هم درآميخته‌اند كه شايد تعريف مستقلي از هركدام ، دشوار باشد. كارشناسان و صاحب‌نظران بسياري ، از اين دو واژه ، تعاريف مختلفي ارائه‌ داده‌اند كه با اندكي تفاوت ، يك مفهوم را القا مي‌كنند. از نظر آنان ، نو‌آوري ، عملي ساختن انديشه‌ها و فكرهاي تازه و نو (خلاقيت) است. يعني خلاقيت بيشتر يك فعاليت فكري و ذهني بوده ، در حالي كه نوآوري بيشتر جنبه عملي دارد. خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده‌ها با ايجاد پيوستگي بين آنهاست ، اما نوآوري فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول ، خدمات و روش‌هاي جديد عمليات است. پس خلاقيت صرف ، كافي نيست. بلكه فكر بايد به عمل درآيد تا نتايج آن معلوم گردد و به نوآوري تازه منجر شود. چون تا فكر به عمل درنيايد، چيزي جز خيال و«ايده‌آل» نيست و مشخص نيست چه نتايجي دربردارد.

خلاقيت، بستر رشد و پيدايش نوآوري است. اما از خلاقيت تا نوآوري غالباً راهي طولاني در پيش است و تا انديشه‌اي نو ، به صورت محصول يا خدمتي جديد درآيد ، زماني طولاني مي‌گذرد و تلاش‌هاي بسيار به عمل مي‌آيد. گاهي ايده‌ها و انديشه‌‌هاي نو، در ذهن فردي تراوش مي‌كند ، اما در سال‌هاي بعد انديشه‌ نو به وسيله‌ي فرد ديگري به صورت نوآوري در محصول متجلي مي‌گردد. شخص خلاق ممكن است نوآور نباشد. يعني فرد مي‌تواند داراي ايده‌هاي جديد و نو باشد ولي تونايي عرضه و يا فروش آنها را نداشته باشد. فرد نوآور خلاق است ولي همه افراد خلاق الزاماً نوآور نيستند.

عوامل مؤثر در بروز خلاقيت و نوآوري ، بسيار متنوع و گوناگون هستند كه چند مورد از مهمترين آنها عبارتند از تعليم و تربيت علمي و گسترش آموزش و پروش ( كه پيش شرط تمام ابداعات ، خلاقيت‌ها و نوآوري‌ها است. ) تفكر ، بحث و تبادل نظر ، تجزيه و تحليل ، سرمايه‌گذاري ، داشتن انگيزه كافي ، خودباوري ، محيط اجتماعي و فرهنگي و سرمايه‌گذاري در همين راستا ، به برخي موانع در مسير خلاقيت و نوآوري نيز اشاره مي‌كنيم. گاهي عدم اعتماد به نفس ، مانع ايجاد خلاقيت مي‌شود كه به مرور زمان و با توجه به تجارب گذشته در افراد به وجود مي‌آيد. گاهي استعمار بيگانگان و رواج افكار خرافي و مخرب موجب عدم خلاقيت و نوآوري مي‌شود مثلاً وقتي تصور كنند امور روزمره در درست آنان نيست و همواره كساني بزرگتر و مقتدرتر هستند كه اداره همه امور را در دست دارند. گاهي نيز موانع زيست شناختي در راه بروز خلاقيت وجود دارند. مثلاً عموال ارثي ،ژنتيكي و نژادي ، مانند اين تصور كه زردپوستان نمي‌توانند يا فقط سفيد پوستان مي‌توانند و .... اما به نظر مي‌رسد مهمترين مانع رواني باشد. يعني اينكه افراد ، گناهِ خلاق نبودن خود را به گردن ديگران مي‌اندازند كه اين مورد بسيار شايع است. افراد به دنبال بهانه‌اي جهت عدم بروز خلاقيت در خود مي‌گردند و دلايل آن را به عوامل بيروني نسبت مي‌دهند . آنان با اين دلايل واهي ، خود را قانع مي‌سازند كه عوامل خارجي يا داخلي ، هرگز نگذاشته‌اند خلاقيت آنان شكوفا شود.

به هر حال براي رشد خلاقيت و بروز نوآوري در جامعه ، بايد بستري مناسب فراهم آيد كه عوامل زيادي در شكل گيري اين بستر مؤثر هستند. بايد بين نهادها و سازمان‌هاي علمي ، صنعتي و خدماتي ارتباط و هماهنگي وجود داشته باشد . در قرن جديد ، آهنگ رشد تغييرات نسبت به قرن‌هاي پيش از رشد چشمگيري برخودار است. اين تغييرات در پاسخ به نيازهاي روزافزون جوامع بشري با توجه به جديد بودن و تنوع به سرعت در حال تغيير هستند. و كشورها براي همگام شدن با اين تغيير و تحولات بايد شرايطي به وجود بياورند كه امكان بروز خلاقيت و نوآوري فراهم باشد.